|
|
|
|
|
گاهی اوقات دشمنان شیعه نسبت به تحریف و تغییر تاریخ ما و وارد کردن اتفاقات ساختگی اقدام نموده اند، که این امری طبیعی از سوی دشمنان قسم خورده ما می باشد .
اما وقتی با این واقعیت روبرو می شویم که عده ای نادان و ساده لوح با این تصور که می توانند وقایع دینی را به صورت جذاب تر و داغ تر بیان کنند، دست به تحریف و ساختن داستانهای دروغین می کنند ، باعث تاسف می شود.
شاید این تصور و توهم از اینجا ناشی شده باشد که آنان می پندارند خود این وقایع تاثیر کافی بر مخاطب نمی گذارد و می خواهند با ساختن داستانهای زیبا و غمناک بر عمق حزن و اندوه آن بیفزایند، در حالی که باطل بودن این افکار از آغاز معلوم است. چرا که اگر کاری با دروغ و فریب آغاز شود تاثیر صحیحی در نتیجه کار نخواهد داشت.
در ادامه نمونه ای از این داستانهای ساختگی را با هم مرور می کنیم:
![]() میگویند روزی امیرالمومنین علی علیه السلام در بالای منبر بود و خطبه میخواند. امام حسین علیه السلام فرمود من تشنهام و آب میخواهم، حضرت فرمود كسی برای فرزندم آب بیاورد، اول كسی كه از جا بلند شد كودكی بود كه همان حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام بود كه رفتند و از مادرشان یك كاسه آب گرفتند و آمدند كه این جریان با یك طول و تفسیری نقل میشود. بعد امیر المومنین علی علیه السلام چشمشان كه به این منظره افتاد اشكشان جاری شد. به آقا عرض كردند شما چرا گریه میكنید فرمود قضایای کربلا یادم افتاد. كه دیگر معلوم است گریز به كجا منتهی میشود. حاجی نوری در این جا یك بحث عالی دارد. میگوید شما كه میگویید علی در بالای منبر خطبه میخواند باید بدانید كه علی فقط در زمان خلافتش منبر می رفت و خطبه میخواند. پس در کوفه بوده است و در آن وقت امام حسین مردی بود که تقریبا سی و سه سال داشت. بعد می گویند اصلا این حرف معقول است که یک مرد سی و سه ساله در حالی که پدرش در حال موعظه مردم است و خطابه می خواند ناگهان وسط خطابه بگوید آقا من تشنه ام آب می خواهم؟ اگر یک آدم معمولی این کار را بکند می گویند چه آدم بی ادب و بی تربیتی است؛ و از طرفی حضرت ابوالفضل هم در آن وقت کودک نبوده و یک جوان اقلا پانزده ساله بوده است. می بینید که چگونه جریانی را جعل کردهاند. آیا این قضیه در شان امام حسین است؟! و غیر از دروغ بودنش اصلا چه ارزشی دارد؟ آیا این جریان، شان امام حسین را بالا می برد یا پایین می آورد؟! مسلم است که پایین می آورد چون یک دروغ به امام نسبت داده ایم و آبروی امام را برده ایم. طوری حرف زده ایم که امام را در سطح بی ادبترین افراد مردم پایین آورده ایم؛ در حالی که پدری مثل علی مشغول سخن گفتن است، تشنه اش می شود طاقت نمی آورد که جلسه تمام شود و بعد آب بخورد، همانجا حرف آقا را قطع میکند و می گوید من تشنه ام برای من آب بیاورید. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 22:2 توسط کربلایی
|
|
||
|
|
|
|
![]() محرم آمد و دل می تپد برای حسین شعار بزم سخن نام دلگشای حسین
عروج پاک حسین است افتخار زمان و جادوانه ترین عشق با ندای حسین
نماز عشق چه شیرین و باشکوه بود اگر چه غرق به خون است دستهای حسین
شنید نغمه ی تکبیر جبرئیل حزین به سجده گاه ادب گشت همصدای حسین
ز بردباری خورشید بسی عجیب باشد که ذره، ذره نگردید در عزای حسین
صدای شبنم مهتاب با نسیم سحر ز شوق بوسه ببارید بر لقای حسین
ستاره ها همه خاموش در حریم سپهر ز آه ناله ی طفلان و اقربای حسین
مرام راه حسین است درس مکتب ما به عاشقان وفادار بر ولای حسین
درود بر همه ی شاهدان و جان بازان علی الخصوص بر سقای با وفای حسین
بهانه شمع بود صادقانه پروانه کند به شیوه عشاق جان فدای حسین
حسین سرچشمه مهر و وفا بود و نور دیدگان مصطفی بود
و آن گنجینه شهر مدینه نصیب خاک پاک کربلا بود التماس دعا |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 19:44 توسط کربلایی
|
|
||
|
|
|
|
|
عالم , همه خاک کربلا بایدمان پیوسته به لب، خدا خدا بایدمان
تا پاک شود,زمین ز ابنای یزید همواره حسین ،مقتدا بایدمان
يادمان باشد؛ شور حسيني اگر همراه با شعور نباشد، در تکرار بي رحمانه روز عاشورا ابن سعد ها و ابن زياد ها غصه اي براي فراهم کردن لشکري پر تعداد نخواهند داشت. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 22:47 توسط کربلایی
|
|
||