|
|
|
|
|
به دم به دم هر نفسی ذکر به سبوح کنم نتوانم که صفاتی بر ممدوح کنم دل من سخت اسیرست خدا می داند هر چه گویم نتوانم که به مشروح کنم توبه گویم که دلم باز کنم از گنهم دل خود را به خدایم همه مفتوح کنم روح از جسم کـَــنـَــم سوی خدا بفرستم شاید امشب جسم را هم بتوان روح کنم رو به قبله به نمازی که شهادت خوانم دل خود بهر خدایم همه مذبوح کنم به عبایی کفنم غسل به اشکی بکنم اشک سرخی که از آن دیده مجروح کنم به خدا بهر خدا باشد و از دریا نیست دل خود همسفر کشتی آن نوح کنم دم به دم مهــــــدی ما بهر خدا توبه گرست به امیدی که توان توبه ی اُنصوح کنم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 0:2 توسط کربلایی
|
|
||